• وبلاگ : •°•°•کلبه تنهايي من•°•°•
  • يادداشت : آدماي چوبي
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    منم سردار عاشق همانکه رويا و باورش در تو گشته حاظر مشغول تو بودم روياي تو نگشتم ولي عاشقت که بودم يوسفم من تو را چوبيت راهم مملو از روح مي بينم ان زمان که عشقم را بر بالين نسيم و در اوج صبا به حضورت شتابان رساندم يقين کردم که صدايم را شنيدي هر صبا پاسخم را دادي لااقل زوياي داشتنت را عين باور بودنت ديدم و تو را در چوبيت همچو بت پرتيدم يوسفم روزي که ديدم خاطرت را در دلم حاظر سوال نکردم تو هم دوست داري مرا يا شذم مزاحم هر لحظه هر دم حاظر شدم خالص در اين عشق الهي که روزي شروع شد از يک برنامه تلوزيوني در انجا قلبم به تپش افتاد جلوه ات در مغزم سايه اي مرهون عشق ساخت در پيش مولايت رضا کردم تو را صدا نمي دانم صصدايم را شنيدي يا نه ولي مولا به من گفت تو هستي حاظر در ان گوشه ديوار عشق مولا رضا ديدمت در رويا نه در عين زمان و باور حقيقت مکان ولي چه سود که حتي به چشمت دنبالم نکردي حتي براي يک لحظه از زمان شدم بر روياي حقه تو را ديدن حتي در اخر زمان ولي نمي دانم چرا نگشتم به يک لحظه با تو هم سخن اي شيرين خوش زبان دلم را بردي روحم را ربودي هستيم را گرفتي ولي دلم را در اغوش خود نگرفتي خام عشقت دور از چشمت نگين رويت ولي بازم سراغم در واقعيت نگرفتي مي دانم تو بالايي و من برگف زمين ولي زير پايت را هم سراغي نگرفتي ومن خوشم به روياي تو حتي نخواستم به زور ديدن تو من تو را خواهم که روزي همچو يک عمر صدا صدايم زني مرا جز ياران حتي کمترين قبولم کني مرا بيني دردم بشنوي حتي در زندان هم روم باز مرا تو چوب زني مرا ديدي پدر در اين روزهاي سخت ولي نکردي ذره اي نظر به اين دل دردمند يادم نبود عشقي که بر پايه نياز شود عشق نيست پس در اين رويا لااقل رويايي زني
    پاسخ

    :)
    سلام وب زيباي داري بامطالب خوببطورکلي دلنوشته هاي خوب موفق باشي
    پاسخ

    سلام..مرسي.بازم سر بزنيد خوشحال ميشم:)